منصور سيد سجادى
25
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى )
طى سدهء چهارم هجرى كتابهاى جغرافياى « تخصصى » بيشترى در مورد جغرافيا و جغرافياى تاريخى سرزمينهاى مسلماننشين پيدا مىشوند . از جمله اين كتابها المسالك و الممالك استخرى است . ابو اسحاق ابراهيم استخرى نويسندهء اين اثر از اهالى استخر فارس بوده و به نظر مىآيد كه شخصا بيشتر سرزمينهاى اسلامى از عربستان تا تركستان را زير پا گذاشته و به اين ترتيب مواد و منابع كتاب معروف خود 21 را جمعآورى كرده است . در كار استخرى اطلاعات جامع و اخبار سودمندى راجع به جنبههاى گوناگون جغرافياى سرزمينهاى بازديد شده ديده مىشود . بنابر نظر برخى از پژوهندگان امروزى 22 ، استخرى در نيمهء سدهء دهم ميلادى جزو طبقهء مورخان و جغرافىنويسان « مكتب بغداد » بشمار مىرفته و همين مطلب در مورد جغرافىدان ديگرى چون ابن حوقل بغدادى نيز صادق است . كار ابن حوقل 23 بسيار شبيه كار استخرى است و حتى برخى اوقات به نظر مىآيد كه نسخهء خلاصه شده و گاه افزوده شدهء همان كتاب باشد 24 و از اين جهت است كه از نظر برخى از پژوهندگان كار ابن حوقل تنها بازنويسى و حذف و اضافهء كار استخرى بوده است 25 . از ديدگاه بارتولد ، چه استخرى و چه ابن حوقل كه نمايندگان مورخان « مكتب بغداد » هستند ، « غربيانى » وجود دارند كه اخبار و اطلاعاتى را راجع به سرزمينهاى شرقى خلافت اسلامى به دست دادهاند 26 . جغرافىدان ديگرى كه دربارهء سرزمينهاى اسلامى كه آسياى مركزى و خراسان را نيز دربرمىگرفته ، اطلاعاتى به دست داده ، نويسندهاى خراسانى يعنى ابن بلخى است كه متاسفانه اصل كار وى در دست نيست و تنها گفته مىشود كه استخرى و ابن حوقل مطالبى را از وى نقل كردهاند . طبق نظر مورخ خراسانى ديگر ؛ يعنى گرديزى 27 ، ابو زيد بلخى در دستگاه ابو عبد اللّه محمد ابن جيهانى بوده است و خود جيهانى نويسندهء كتابهاى گوناگونى بوده كه نام يكى از آنها همان نام رايج ساير كتب جغرافيايى يعنى المسالك و الممالك بوده است 28 . طبق نظر برخى از پژوهندگان ، جيهانى كتاب المسالك و الممالك خود را از روى نسخهء ابن خردادبه نوشته است اما گرديزى اشاره دارد كه وى هم از كتاب ابن خردادبه و هم از كتاب جيهانى بهره گرفته است 29 .